
لطفاً خودتان را معرفی کنید و درباره سوابق کاریتان توضیح دهید.
اینجانب میرداوود مصطفوی حاتم هستم. از سال ۱۳۹۴ با امور منابع آب تهران همکاری خود را آغاز کردم و بهعنوان کارشناس حقوقی وارد مجموعه شدم و در حوزه حقوقی امور منابع آب تهران فعالیت میکنم.
از چه زمانی وارد جبهههای جنگ شدید و در آن زمان چند سال داشتید؟
آشنایی من با جبههها به اوایل جنگ بازمیگردد. در سال سوم دبیرستان بودم که جنگ آغاز شد و با عشق و علاقه دوران نوجوانی، بهصورت داوطلبانه و انفرادی به منطقه غرب کشور، سرپلذهاب، مراجعه کردم. آن زمان حدود ۱۶ یا ۱۷ سال داشتم. نخستین فعالیتهایم از سیمکشی و امور پشتیبانی آغاز شد و سپس با گردان ۹ سپاه تهران و شهید عباس شعف آشنا شدم و بهعنوان بیسیمچی ایشان فعالیت کردم.
مدت حضور شما در جبهه چقدر بود؟
در نخستین دوره حدود پنج تا شش ماه در منطقه حضور داشتم و سپس برای ادامه تحصیل بازگشتم. سال بعد دوباره چهار تا پنج ماه در همان منطقه سرپلذهاب حضور یافتم. نهایتاً از سال ۱۳۶۱ بهصورت سازمانیافته و رسمی از طریق آشنایان نظامی به جبهه جنوب اعزام شدم و در لشکر ۲۵ کربلا، واحد اطلاعات عملیات، مشغول فعالیت شدم.
در سالهای ۱۳۶۳ و ۱۳۶۴ نیز دوران سربازی را بهعنوان پاسدار وظیفه در قرارگاه شهید بروجردی در استان آذربایجان غربی گذراندم و در بخش عملیات فعالیت داشتم.
از فرماندهان و همرزمان خود چه خاطراتی دارید؟
در دوران نوجوانی افتخار همکاری مستقیم با شهید عباس شعف را داشتم؛ فردی شجاع، نترس و نامآشنا در منطقه غرب. ایشان در عملیاتهای بازیدراز و فتحالمبین نقش برجستهای داشتند و نهایتاً در عملیات فتحالمبین به شهادت رسیدند. همچنین با شهید پیچک، فرمانده منطقه غرب، آشنایی و همکاری داشتم. این فرماندهان با روحیه معنوی بالا، شجاعت مثالزدنی و ایثارگری کمنظیر، الگوهای واقعی دوران دفاع مقدس بودند.
آیا خاطرهای خاص از حضور در عملیاتها دارید؟
یکی از خاطرات فراموشنشدنی من مربوط به عملیات شناسایی در ارتفاعات بازیدراز است. در یک مأموریت دو نفره همراه شهید شعف، در محاصره نیروهای کماندوی عراق قرار گرفتیم. ایشان در آن درگیری زخمی و بیهوش شدند. با امداد الهی توانستم از محاصره خارج شوم و سپس همراه گروه امدادی به محل بازگشتم و شهید شعف را به عقب منتقل کردیم. این لحظه از تأثیرگذارترین تجربههای زندگی من است.
مهمترین ویژگی رزمندگان در دوران دفاع مقدس چه بود؟
خلوص نیت و معنویت رزمندگان مهمترین ویژگی آنان بود. همه با جانفشانی و بدون چشمداشت وارد میدان میشدند؛ چه نیروهای ارتش، چه بسیج و چه داوطلبان مردمی. جوانان آن دوران با روحیهای پاک و با توسل به خداوند، در سختترین شرایط میجنگیدند و این معنویت، رمز اصلی پیروزیها بود.
کدام تصمیم یا اتفاق بیشترین تأثیر را بر روند جنگ داشت؟
شجاعت فرماندهان و نیروهای رزمی، همراه با طرحهای نظامی متحورانه، نقش تعیینکنندهای در پیشبرد عملیاتها داشت. بسیاری از طرحها با توکل و روحیه معنوی رزمندگان به موفقیت میرسید. نصرت الهی را همه بهچشم میدیدند و این باور جمعی، موتور محرک پیشرویها بود.
سختترین بخش تطبیق با زندگی پس از جنگ چه بود؟
سختترین بخش، فاصله گرفتن از آن روحیه معنوی ناب دوران دفاع مقدس بود. زندگی روزمره انسان را درگیر امور دنیوی میکند و حفظ آن صفا و صداقت معنوی بسیار دشوار است. هنوز هم با این چالش دستوپنجه نرم میکنم و حسرت آن روزهای پرمعنویت در دل من باقی مانده است.
به عنوان سوال آخر برای نسل جوان امروز چه توصیهای دارید؟
جوانان امروز بسیار باهوش، توانمند و مجهز به امکانات گسترده هستند. در رزمایشهای اخیر دیدم که با شور و اشتیاق حضور مییابند. اگر زمینه مقاومت و ایثارگری فراهم شود، جوانان آمادهاند. مسئولان باید مفاهیم معنوی و روحیات دوران دفاع مقدس را از طریق ابزارهای هنری، سمعی و بصری به نسل جدید منتقل کنند. کشور ما سرشار از معنویت است و جوانان با قلبهای پاک پذیرای این ارزشها هستند؛ ارزشهایی که در دهه ۶۰ با وجود کمبود امکانات، رزمندگان را به قلههای ایثار رساند.