سه‌شنبه, 30 آبان 1396
شرکت سهامی آب منطقه ای تهران
شرکت سهامی آب منطقه ای تهران
شرکت سهامی آب منطقه ای تهران

 

در گفتگو با عضو زمین شناسی فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران عنوان شد:

 

زوایای پنهان آثار فرونشست در کشور/ لزوم همکاری تک تک مردم برای عبور از بحران

فرونشست واژه ای که کشور بیش از 30 سال به صورت خاموش و بی صدا دست و پنجه با آن نرم می کند و اخیرا به هیاهویی در میان متخصصان علوم مختلف و مدیران تبدیل شده است. شدت بحران به قدری زیاد است که ایجاد گودال و چاله های عمیق نه تنها در دشت ها و زمین های کشاورزی بلکه رد پای آن در نزدیکی مناطق مسکونی و خطوط راه آهن نیز دیده می شود. از آنجا که به عقیده همه کارشناسان علت این امر کاهش سطح سفره آب های زیرزمینی است. اگرچه موفقیت در این طرح مدیون مشارکت همه سازمان ها ، نهادها و تک تک مردم کشور است اما وزارت نیرو و شرکت های آب منطقه ای پرچم دار مقابله با این بحران هستند. همین موضوع بهانه ای شد تا با دکتر" مهدی زارع" ، استاد زلزله شناسی مهندسی، عضو پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله و عضو وابسته شاخه زمین شناسی فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران گفتگویی در خصوص آخرین وضعیت فرونشست انجام دهیم.  

ارزیابی شما از وضعیت دشت های کشور به خصوص دشت های تهران چگونه است؟

وضعیت بارش ها، منابع آب سطحی و زیرزمینی نشان می‌دهد، بیلان دشت‌های ایران منفی است که یکی از تبعات آن در دشت ها، فرونشست زمین است. در استان تهران در منطقه غرب و جنوب غرب، به سمت دشت شهریار منطقه‌ای وجود دارد که بر اساس نقشه‌های زمین شناسی دچار فرونشست قابل ملاحظه‌ای شده اند و سالانه بین 30 تا 36 سانتی متر در برخی نقاط فرونشست دارد. البته این موضوع فقط مربوط به شهر تهران نیست و بسیاری از نقاط کشور با این مشکل دست به گریبان هستند.

شهر تهران چقدر در معرض خطر فرونشست وجود دارد؟

 تهران هم سالانه فرونشست می‌کند؛ اما مقدار سالانه آن بزرگ نیست و در حدود چند میلی‌متر است. نقاط حاد مربوط به غرب و جنوب غرب استان تهران است. این فرونشست‌ها به بخش‌های دیگر همچون ریل‌های راه‌آهن آسیب وارد می‌کند. همین موضوع در استان سمنان در جنوب  شهرسمنان نیز وجود دارد که ترک‌های بزرگی ایجاد شده و حتی برای اهالی و کشاورزان خطرآفرین است.

فرونشست چه خطراتی را برای کشور ایجاد می‌کند؟

 برخی ترک‌های ایجاد شده در دشت‌ها چندین متر عمق دارد که این ترک‌ها برخی مشکلات در کوتاه مدت  و معضلاتی در درازمدت  ایجاد می‌کند. برای مثال امکان تغییر و آسیب به  خانه‌ها دور از ذهن نیست. مناطقی مانند غرب و جنوب غرب استان تهران با این پدیده مواجه است، بیشتر مردم این منطقه از قشر ضعیف جامعه هستند و خانه‌ای که خودش سازه قوی ای  ندارد، با رخداد فرونشست در محدوده این ساختمان ها  آسیب های بیشتری به این ساختمان ها وارد می‌شود. بنابراین در محدوده فرونشست به منازل آسیب وارد می‌گردد. این موضوع سبب می شود که اگر حوادث غیرمترقبه‌ای همچون زلزله به وجود بیاید، میزان خسارت‌های مالی و جانی در اثر آسیب های عظیم تر به ساختمانها خیلی بیشتر ‌شود. باید به این نکته توجه داشته باشیم که مناطق حاشیه تهران از جذاب ترین نقاط برای مهاجران است. بر  اساس گزارش مرکز آمار  بیشترین افزایش جمعیت شهرتهران طی پنج سال گذشته ناشی از مهاجرت است و زاد و ولد سهم کمتری را به خود اختصاص می‌دهد. همچنین رشد جمعیت در بخش‌های غرب و جنوب غرب تهران طی سال گذشته دو برابر شهر تهران بوده است بنابراین یک جابجایی جمعیتی در کشور در حال رخ دادن است.

ترکیب جابه جایی جمعیت در کشور چگونه است؟

 طی 20 سال اخیر سالانه یک میلیون و 200 هزار نفر جابجایی جمعیت در کشور رخ داده است که  هفتاد درصد آن از روستا به شهر  بوده است. بنابراین طی این مدت 24 میلیون نفر در کشور جابجا شده اند که  حدود 17 میلیون نفر از روستاها به شهرها مهاجرت کرده اند. بر اساس آمارها  استان البرز و استان تهران مهمترین مقصد مهاجرتی برای  مهاجران بوده است. همچنین بیشترین سرعت مهاجرت نیز از استان البرز به استان تهران رخ داده است. از این رو مشخص می شود،محدوده شهر تهران که مسئله فرونشست وجود دارد، منطقه جذابی برای مهاجران است. این بار افزایش جمعیت، تعداد انسان‌های در معرض خطر را افزایش می دهد.

کاهش سطح آب زیرزمینی چقدر در احتمال افزایش وقوع زلزله  تاثیر دارد؟

از نظر تئوری با افزایش تخلیه آب زیرزمینی احتمال وقوع زلزله افزایش می یابد. این بحث ابتدا از کالیفرنیا آغاز شد چراکه آن ها هم با مسئله خشکسالی مواجه هستند. مسئله بدین شکل مطرح است، در جایی که گسل فعال وجود دارد و سابقه زلزله از قبل وجود داشته است، مواجهه با پدیده خشکسالی و برداشت بی رویه از آب زیرزمینی چکانش زلزله بر روی گسل ها را تغییر می دهد؛ بدین معنی که می تواند ریتم رخداد زلزله را به هم زده و زلزله در دوره زودتری به وقوع بپیوندد. شباهت هایی از این نظر در ایران و کالیفرنیا وجود دارد که هم گسل فعال و هم خشکسالی وجود داشته و برداشت بی رویه از منابع آب زیرزمینی باعث از بین رفتن سفره های آب شده است. مشهد، سمنان، کرمان، تبریز و بسیاری از نقاط دیگر کشور با این مشکل مواجه هستند .معنی عینی آن این است که ادامه گسل شمال تهران و گسل جنوب اشتهارد از نزدیک همین نواحی فرونشست عبور کرده که سطح سفره آب های زیرزمینی کاهش یافته است .

 

علت وقوع فرونشست چیست؟ آیا فقط کاهش سطح سفره آب های زیرزمینی باعث فرونشست می‌شوند؟

فرونشست به دلایل مختلف به وقوع می پیوندد؛ اما آنچه که در ایران اتفاق افتاده است به دلیل برداشت آب از سفره آب زیرزمینی است که  این کار از طریق حفر چاه‌های عمیق و غیر مجاز تسریع شده است بنابراین دلیل عمده به طور صریح برداشت آب زیرزمینی است.

عملکرد وزارت نیرو در این خصوص را چگونه پیش بینی می کنید؟

 وزارت نیرو و شرکت آب منطقه‌ای تهران به لحاظ کارشناسی و فنی جزء وزارت‌خانه های پیشرو هستند و از نظر علمی وضع خوبی دارند. توجه بخش آب به این دسته از مسائل و ورود تکنولوژی جدید از خیلی وزارتخانه های دیگر پیشرو و نسبت به برخورد با خطر ریسک حساس تر بوده است. اما با توجه به اتفاقاتی که در مملکت رخ داده است، برخوردهایی که صورت گرفته کافی نبوده است. اقدامات باید بر مبنای علم و واقعیت باشد نه بر مبنای فشارهای سیاسی . وزارت نیرو متخصصان بسیار برجسته ای دارد؛ اما به لحاظ نقش حاکمیتی که دارد خیلی بهتر از این می توانست عمل کند. وزارت نیرو باید واقعیت این سرزمیبن را در نظر بگیرد و حرف خود را در این زمینه به کرسی بنشاند.  اگر وزارت نیرو از لحاظ حاکمیتی در 30 سال گذشته همچون سال های اخیر عمل کرده بود، شاید دشت های ما اکنون این چنین با مشکل مواجه نبودند. وزارت نیرو باید بگویدکه این سرزمین چقدر آب دارد نه اینکه صرفا هر نوع انتظارات  را حاکمیت (بدون ملاحظات مربوط به منابع آب) تعیین کند و به وزارت نیرو برای تامین آب تکلیف کند. بنابراین حاصل این موضوع این می شود که در تهران که ظرفیت اکولوژیکی آن تامین آب  2.5 میلیون نفر است  باید امروزه و طی روز آب مورد نیاز 13 میلیون نفر تامین شود.  بنابراین وزارت نیرو  می تواند هم اکنون مقاومت کند و اعلام کند که تهران و حاشیه آن دیگر گنجایش جمعیتی بیش از این را ندارد و از جایگاه علمی و واقعیت ها به حاکمیت اعلام کند که استان تهران  چقدرجمعیت اضافه دارد و چگونه باید برنامه ریزی شود که جمعیت تا 20 سال آینده به نقاط مختلف دیگر مهاجرت کنند. بر اساس مطالعات صورت گرفته، 7 شهر پرجمعیت ایران مربوط به استان تهران است. به غیر از تهران ، شهر قدس، ورامین و پیشوا جزء شهرهای پرجمعیت ایران هستند.

اگر طرح احیا و تعادل بخشی اجرا نمی شد، چه وضعیتی در انتظار دشت های کشور بود؟

احیا و تعادل بخشی شرایط را بهتر کرده است؛ اما این به معنی ایجاد  شرایط مطلوب نیست. اما اگر این طرح اجرا نمی شد، شرایط خیلی بدتر می شد. بنابراین جهت گیری ها در سمت کاهش ریسک است. سوال این است که وزارت نیرو این  جهت گیری را انجام داده اما آیا سایر نهادها همچون شهرداری ها و سایرهمکاری می کنند؟ متاسفانه طی پنج سال اخیر افزایش جمعیت در تهران را به دلیل مهاجرت ، افزایش سطح زیر کشت و غیره داشته ایم . اگرچه در وزارت نیرو کارهای خوبی انجام شده، اما در بخش های خارج از وزارت نیرو کارهای خیلی بدتری اتفاق افتاده است که در کنترل وزارت نیرو  نیست. اگر این موضوعات در حاکمیت و به صورت کلان دیده نشود، موثر واقع نمی شود.

عبارت زلزله خاموش چقدر برای فرونشست صحیح است؟

من چندان طرفدار استفاده از واژه های یک رشته در رشته دیگر نیستم مگر اینکه یک اصطلاح جهانی باشد. خطر منتقل کردن یک موضوع علمی به صورت غلط در اینگونه اصطلاحات وجود دارد و از نظر علمی درست نیست و هر رشته و بخشی، واژه شناسی خودش را دارد و باید از ترمینولوژی خاص خودش استفاده شود. بنابراین با تعبیر زلزله خاموش برای موضوع فرونشست زمین موافق نیستم. البته معتقدم مساله فرونشست به اندازه کافی مهم است و شاید بتوان تعبیر فاجعه پیشرونده و خاموش را برایش به کار برد.

آیا امکان ترمیم فرونشست به مرور زمان وجود دارد؟

 فرونشستی که به دلیل کاهش سطح آب زیرزمینی ایجاد شده، به حالت اولیه باز نمی گردد، مگر اینکه شرایط  طبیعی عوض شود  و دور دیگری از زمین شناسی آغاز شود. هم اکنون فرضیه ای مبنی بر آغاز دور جدید زمین شناسی به نام آنتروپوسن ( عهد انسان ) در  محافل علمی جهان مطرح است  و بخشی از آن به آب و هوا و مسائل تغییر اقلیم مربوط می شود. براین اساس تعدادی قابل توجهی از گونه های زیستی  طی 300 سال گذشته نابود شده و بخش قابل توجهی نیز طی 300 سال آینده از بین می رود و  اگر بشر به همین روش ادامه دهد تا 2500 سال  انقراض ششم در زمین اتفاق می افتد.  دانشمندان بر اساس مستندات علمی هشدار می دهند،  اگر بشر با طبیعت خودش اینگونه رفتار کند، انتهای این گونه رفتار با طبیعت، انقراض است. روند و جهت گیری ما نباید درسمتی باشد که همه چیز را از بین ببریم.  وزارت نیرو صاحب علت است چرا که بهره برداری از منابع آب  در وزارت نیرو تعریف می‌شود بنابراین موضوع  باید یک دغدغه جدی وزارت نیرو باشد تا تعادل اکولوژیکی درست را پیدا کند. هم اکنون این کار انجام می شود اما جدی تر از گذشته باید پیگیر موضوع باشد.

آمایش سرزمین چقدر در پیشبرد اهداف و جلوگیری از برداشت بی رویه آب زیرزمینی موثر است؟

اجرای صحیح طرح آمایش سرزمین قطعا موثر است.  20 سال پس از جنگ جهانی دوم طرح آمایش سرزمین در فرانسه مطرح شد و این موضوع تقریبا بلافاصله در ایران طرح گردید، ولی آنچه که در ایران طی 50 سال گذشته انجام شده نشان می دهد که آمایش سرزمین به درستی در ایران انجام نشده است و خلاف آمایش سرزمین حرکت کردیم. آمایش سرزمین فقط به موضوع تامین آب مربوط نمی شود و به مجموعه ای از اقدامات و برنامه ریزی های اقتصادی ، اجتماعی، طبیعی و فنی باز می گردد که در واقع موضوعات و کاربری های مختلف را برای محل های گوناگون با توجه به شرایط اقلیمی مناسبتر آن ناحیه تعریف میکند و بدین ترتیب امکانات و تراکم های جمعیتی مختلف در  کشور را به صورت منطقی و نه دستوری در جای خودش قرار  می دهد.  اگر به صورت منطقی این موضوع انجام شود حتما نتیجه آن خوب خواهد بود.

سخن پایانی اگر دارید بفرمایید.

 هیچ چیز  مهمتر از واقعیت برای متخصصان نیست و اگر نکته ای را مطرح می کنند به دلیل اصل واقعیت است. واقعیت‌ها را طبیعتا باید با روش علمی از طریق متخصصان و دانشمندان بررسی کرد. مردم هرچه با  کارهای دانشمندان بیشتر ارتباط برقرار کنند و درکشان کنند، موفقیت بیشتر می شود. هیچکدام از این برنامه ها بدون مشارکت مردم امکانپذیر نیست و این وظیفه ما و شما در روابط عمومی است که این ارتباط را برقرار کنیم  و مردم هم باید اعتماد کنند. طی چهارسال گذشته  اتفاقات خوبی در وزارت نیرو و شرکت آب منطقه ای رخ داده است و در آینده باید  نگاه وزارتخانه به کل کشور و سازمان ها تسری یابد؛ چراکه موضوع فرونشست و آب یک موضوع فراسازمانی است و بدون کمک همه آحاد مردم و حاکمیت امکان موفقیت وجود ندارد.

منبع خبر:

دیدگاه کاربران